X
تبلیغات
گالری عکس ناهید - فرار دختر جوان از دست 4 پسر وحشی

فرار دختر جوان از دست 4 پسر وحشی

 صداي فرياد هاي دختر جوان او را از تله چهار پسر متجاوز نجات داد.

يک هفته پيش زني به ماموران پليس خبر داد صداي فرياد و کمک خواهي فردي را مي شنود که به نظر مي رسد در يکي از واحدهاي ساختمان محل زندگي او گير افتاده است.
 
اين زن گفت؛ صدايي که به گوش مي رسد، صداي دختر جواني است که به نظر مي رسد در برابر عده يي مقاومت مي کند. اين صدا دقايقي است که شنيده مي شود و من فکر مي کنم اتفاق بدي براي اين دختر در حال رخ دادن است. هنوز چند دقيقه يي از اين تماس تلفني نگذشته بود که ماموران پليس وارد ساختمان شدند و واحدي را که صداي فرياد از آن شنيده مي شد، تحت نظر گرفتند. صدا همچنان به گوش مي رسيد. ماموران بعد از اينکه موفق شدند وارد آن خانه شوند، تمامي اتاق ها را بازرسي کرده و دختر جواني را که فرياد مي زد، پيدا کردند. اين دختر که به شدت ترسيده بود و بريده بريده صحبت مي کرد، ادعا کرد چهار پسر جواني که در خانه حضور دارند، مي خواستند به او تعرض کنند.
 
بعد از دستگيري چهار پسر جوان و انتقال آنها به پليس آگاهي ماموران از شاکي خواستند درباره ماجرا توضيح بدهد.
 
دختر جوان گفت؛ چند ماه قبل صادق يکي از متهمان با من تماس گرفت و گفت شماره من را از گوشي دوستم درآورده است. او ادعا کرد قصد دارد با دوست من ازدواج کند اما از آنجايي که مدتي است با هم اختلاف پيدا کرده اند، دوستم حاضر نيست به عقد او درآيد. صادق از من خواست به او کمک کنم. من هم قبول کردم.
دختر جوان ادامه داد؛ چندين بار صادق را ديدم و با هم صحبت کرديم تا اينکه روز حادثه از من خواست براي گفت وگو در مورد مساله مهمي سر قرار حاضر شوم. من هم قبول کردم. سر قرار که رفتم صادق و يکي از دوستانش در محل بودند. آنها من را سوار ماشين کردند و به خانه يي بردند. من فکر کردم خانواده صادق در خانه هستند اما همين که وارد منزل شدم سه جوان به اتفاق صادق به من حمله کردند. آنها قصد داشتند به من تعرض کنند.

وي ادامه داد؛ سعي کردم مقاومت کنم اما از دست هر کدام که فرار مي کردم ديگري به من حمله مي کرد. تا جايي که مي توانستم فرياد مي کشيدم و کمک مي خواستم. آنها مرا به اتاقي برده بودند تا مورد آزار قرار دهند که پليس وارد خانه شد و من را نجات داد.

در ادامه صادق مورد بازجويي قرار گرفت. وي گفت؛ مدتي قبل خواهرم کليد خانه اش را به من داد تا براي رفت و آمد مشکلي نداشته باشم. من با خواهرم زندگي مي کردم و به همين خاطر هم کليد خانه را در اختيار داشتم. چند روز قبل از حادثه خواهرم به همراه خانواده اش به مسافرت رفتند. من هم تصميم گرفتم دختر مورد علاقه ام را به خانه بياورم. سعيد يکي از پسران فاميل را هم در جريان قرار دادم. او در خانه بود و قرار شد من و دو دوستم دخترک را به خانه بياورم. ما به او گفته بوديم در خانه ميهماني داريم. به همين خاطر هم قبول کرد بيايد. زماني که او را به منزل آورديم متوجه هدف مان شد به همين خاطر هم با داد و فرياد سعي کرد مقاومت کند. ما مشروب خورده بوديم و حال درستي نداشتيم.

وي گفت؛ دختر را به داخل اتاق برديم. او دست و پا مي زد و اجازه نمي داد نزديکش شويم تا اينکه پليس سر رسيد و ما را بازداشت کرد. ماموران به دستور بازپرس، دختر جوان را به پزشکي قانوني بردند. در معاينه انجام شده آثار کبودي روي بازوي چپ، مچ دست چپ، تورم در ناحيه سر و خراشيدگي پلک چشم چپ ناشي از ضرب و جرح تاييد شد. در حال حاضر چهار پسر جوان بازداشت هستند و تحقيقات از آنها ادامه دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 3:2  توسط ناهید  | 

 
Copyright © 2014. All rights reserved. Contact:FA1000 Designed by FA1000